و من می رقصم...پای به پای قلم...هم نوای تیک و تاک زندگی...
"هو": الرحمن الرحیم... من: یاسر...طلبه...همین/ یه کامنت دلنشین "سلام باز... از اخوند جماعت خوشم نمیاد...ازون انگشترایی که دستته منم دستمه...مصطفی مستور هم یه مشت کاغذ تاریخ مصرف گذشته تحویل جماعتی که دنبال خدا تو کتابا و کلمه ها هستند میده....اصلا وبلاگتم نخوندم...چون حرفای قلمبه سلمبه توشه..... ولی خدای ما رو هم دیدی سلام بهش برسون و بگو چرا پرنده ی منو کشتی؟؟"